آیا من برای چرخه دیگری از خود خرابکاری مقدر هستم؟


Photoschmidt/Shutterstock

منبع: Photoschmidt / shutterstock

شنبه گذشته (من شنبه صبح ورزش می کنم) وقتی در حال بررسی میزان مصرف خود برای دوشنبه بودم، متوجه یک موقعیت بالقوه شدم. اقدامات لازم را برای رفع آن انجام دادم و این متن را از مدیر پزشکی شرکتمان دریافت کردم: “برای شما یک روز شکرگزاری فوق العاده آرزو می کنم. امسال از شما و خانواده تان بسیار سپاسگزارم!! “

خوبه درسته من برای او قابل مشاهده بوده‌ام، زیرا پرونده‌ای متفاوت در حال اجرا دارم که هر هفته به جلسه نظارت گروه خود می‌آورم، جایی که تشدید می‌شود و از او در مورد نحوه رسیدگی به این پرونده نیز نمره بالایی دریافت می‌کنم.

چرا این توالی وقایع من را نگران می کند؟ زیرا با الگوی شروع دو کار قبلی من مطابقت دارد و هر دو خراب شده و به شدت سوختند. من شروع به انجام یک کار عالی می کنم، توسط مدیریت ارشد مورد توجه قرار می گیرم، و سپس – نه بلافاصله، شاید دو سال بعد – چیزی به طرز وحشتناکی اشتباه می شود و من از صخره شغلی سقوط می کنم.

در اولین کار، در یک کلینیک سرپایی که از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۵ در آن کار می کردم، شرایط پیچیده بود. بعد از حدود دو سال در آنجا، مدیر عامل من را برای کارهای اداری استخدام کرد که یک تعریف و تمجید بود. متوجه شدم که آن را دوست دارم و واقعاً در آن مهارت دارم. پس از آن، به دلیل آسم، بیماری قلبی، بیماری خودایمنی و میگرن شدید، سلامت جسمانی من رو به وخامت گذاشت. به نظر می رسید همیشه دلم برای رفتن به دکتر تنگ شده بود که قطعا مورد قدردانی قرار نمی گرفت.

پدرم در سال ۲۰۱۳ از دنیا رفت و من از کینه و عصبانیت درونی افسرده شدم. در سال ۲۰۱۴، او اقدام به خودکشی کرد و دو بار در بیمارستان بستری شد. پس از آن تصمیم گرفتم شغل جدیدی پیدا کنم، زیرا احساس می‌کردم نمی‌توانم از آسیبی که در بین مدیران ارشد به شهرت من وارد شده است، خلاص شوم.

در پست بعدی من همین الگو را دنبال کنید. من به عنوان “رهبر تیم” غیر رسمی انتخاب شدم. من با اینکه عنوان و غرامتی نداشتم در این پست اجرا می کردم. حجم پرونده ما از پشت بام بود (کل تیم ما، نه فقط تیم ما) و سطح استرس ما یکسان بود. سه سال بعد از شروع، سکته کردم. پزشکان هرگز علت را پیدا نکردند. من هیچ یک از عوامل خطر سنتی را نداشتم. از روزی که سکته کردم، ۱۹ ماه طول کشید تا تمام وقت به سر کار برگردم. من سرپرستی را که به من ایمان داشت و برای من جنگید، ترک کردم و مدیریتی که جایگزینش کردم کمتر مشتاق بازگشت من یا امکاناتی بود که می خواستم، و من به درخواست ادامه دادم.

بر ناتوانی جسمی ناشی از سکته غلبه کرد، اما من را با برخی نقایص شناختی خفیف نیز مواجه کرد، در بیشتر موارد می‌توانستم جبران کنم، مگر در مورد استرس، که بیشتر اوقات در کار بود. من برای تعیین سهمیه تحت فشار زیادی بودم و در ساختن شماره هایم با مشکل زیادی مواجه شدم. وقتی همه‌گیری شیوع پیدا کرد، و انتخاب ما از تعامل رودررو لغو شد، الگوریتم مورد استفاده برای محاسبه سهمیه ما اصلاح نشد و به طرز بدی شکست خورد.

در فوریه ۲۰۲۱، مچ دست چپم را به شدت شکستم و دوباره به دلیل ناتوانی به دو عمل جراحی نیاز داشتم. این زمان را صرف ارزیابی مجدد گزینه هایم کردم و تصمیم گرفتم به دنبال شغل دیگری باشم.

شش ماه بعد، با این همه تعارف، این پست سرد، گرم و مرموز به نظر می رسد، اما زنگ خطر در سرم به صدا درآمده است. من نمی خواهم اجرا را تکرار کنم. این بار بصیرت لازم برای آگاهی از الگو را دارم، در حالی که دو بار قبلی نداشتم.

یکی دیگر از علائم هشداردهنده این بود که من بیش از پنج هفته در بحبوحه حمله حاد آسم بودم که نیاز به افزایش مداوم (۴۰ میلی گرم یا بیشتر) پردنیزون و سه ویزیت اورژانس طی یک ماه برای دریافت IV Solu -Medrol داشت. استروئیدهای خوراکی موثر نبودند. تنفس اغراق آمیز. من نمی خوابم، همیشه گرسنه هستم، و وزنم اضافه شده است، که جرقه افکارم را در مورد اختلال خوردن می اندازد.

برنامه من چیست؟ زمان برنامه ریزی یک جلسه (یا دو جلسه) با روانپزشک سابقم، دکتر. فیبر

با تشکر برای خواندن

© آندریا روزنهافت

منبع: © Andrea Rosenhaft

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر