استقلال، وابستگی و وابستگی متقابل – SHiFT


در این فصل از سال معمولاً به استقلال فکر می‌کنم و اینکه استقلال برای من چه معنایی دارد. آخرین فکر من سه جنبه مختلف از کلمه را به ذهنم آورد و اینکه چگونه هر کدام نقشی در زندگی من ایفا کردند – و همچنان دارند.

این سه کلمه وابستگی، استقلال و وابستگی متقابل هستند. هر کلمه به چه معناست؟ آنها به خصوص در مورد اعتیاد به غذا با من چگونه برخورد می کنند؟

Dictionary.com کلمات را اینگونه تعریف می کند:

  • وابستگی به عنوان «وضعیت اتکا یا نیاز به کسی یا چیزی برای کمک، حمایت یا مانند آن؛ موضوع وابستگی یا اعتماد» تعریف می‌شود.

  • استقلال به عنوان «آزادی از کنترل، نفوذ، حمایت، کمک یا موارد مشابه دیگران» تعریف شده است.

  • وابستگی متقابل به عنوان “کیفیت یا شرایط وابستگی متقابل به یکدیگر” تعریف می شود.

همه اینها مفاهیم او نقشی در زندگی من به عنوان یک معتاد به غذا بازی کرد.

اول، زمانی که به طور فعال غذاهای اعتیادآور می خوردم، برای کمک و حمایت به «چیزهای» خاصی تکیه می کردم. بعضی غذاها مخصوصا شکر و سایز برای من شماره یک شده اند! وقتی افسرده بودم و نیاز به حمایت داشتم، به غذا روی آوردم. وقتی غمگین یا تنها بودم، غذا آنجا بود. وقتی خوشحال بودم و در حالت مهمانی بودم به سمت غذا برگشتم. وقتی می ترسیدم به غذا تکیه می کردم و اعتماد می کردم که غذا آن را بهتر می کند. تمام تلاشم را می کنم تا آنچه را که برای احساس بهتر نیاز دارم به دست بیاورم. تو مرا به گونه ای راضی کردی که هیچ کس یا هیچ چیز دیگری تا به حال انجام نداده است. برای احساس طبیعی بودن به غذاها و حجم خاصی تکیه می کنم. مغز من به شکلی متصل است که باعث می شود برخی از غذاهای اعتیادآور و سایز بزرگ کار کنند! این تمام چیزی بود که نیاز داشتم.

در طول سال‌های رژیم غذایی‌ام، کاملاً مستقل و رها از کنترل، تأثیر، حمایت و کمک دیگران شدم. من به هیچ چیز یا کسی فراتر از خودم نیاز نداشتم. اراده من بر هر مشکلی که در مورد غذا احساس می شود پیروز خواهد شد. من دوره های موفقیت بزرگی داشته ام زیرا احساس استقلال، اعتماد به نفس و خودکنترلی من رشد کرده و رشد کرده است. این احتمال که من قادر به خوردن برخی غذاها نیستم چندین بار مطرح شد، اما به راحتی با یک حمله دیگر از اراده و اعتماد به نفس جایگزین شد. من به کمک کسی نیاز ندارم من آنچه را که برای برنده شدن این بار لازم است در درونم دارم. فقط بینی خود را روی زمین بگذارید و غذا نخورید. شما می توانید این کار را انجام دهید، ماری! من این را دارم! متأسفانه، دوره های “غذای منظم” کوتاه تر و کوتاه تر می شود.

درد و ناامیدی را به یاد دارم زمانی که به قند و جثه وابسته بودم. درد و ناامیدی در سالهای استقلال و آزادی انجام آن را به یاد دارم.

اگر وابستگی و استقلال هنوز جواب نداده، آیا گزینه دیگری وجود دارد؟

آنچه من طی سالها تلاش و شکست کشف کردم، ضرورت حیاتی همزیستی است. وابستگی متقابل کیفیت یا شرایط به یکدیگر.

اول، باید متقاعد می شدم که وابستگی کارساز نیست و تلاش برای استقلال منجر به انزوا، ترس، ناامیدی و عود می شود. او از طریق پشتیبانی حرفه ای اعتیاد به غذا و عضوی فعال در برنامه غذایی دوازده مرحله ای، به من نشان داد که چقدر می توانم به هم مرتبط شوم. دیگران به من نشان می دهند که چگونه با تکیه بر قدرتی بزرگتر زندگی کنم. من یاد می‌گیرم که چگونه غذا را وزن و اندازه بگیرم تا با اعتیاد به سایز مقابله کنم. مردم به من نشان می دهند که چگونه غذا را برای سفر بسته بندی کنم. چوپانان الگوی شفا هستند و عفت و شفا را در زندگی خود سرلوحه خود قرار می دهند. او فرآیند SHiFT تسلیم شدن را اتخاذ کرده است که «خود» را از تصمیمات غذایی حذف می کند. من شخصی را پیدا کرده ام که برنامه غذایی من را “حمل” می کند تا بدون رضایت او (و اسپانسر) هیچ تغییری در برنامه ایجاد نشود. من جلسات هفتگی با متخصصان دارم تا با آسیب های عاطفی گذشته و موقعیت هایی که در طول زندگی من به وجود می آیند مقابله کنم.

هیچ کمالی در این سفر وجود ندارد. اگرچه امروز غذا کم شده است، اما زندگی همچنان حیات است و تعادل عاطفی گاهی از من دور است. من بین تکیه کردن به دیگران برای امنیت عاطفی و استقلال و مراقبت از تجارت برای خودم تا بیدار شدن از نیاز به یک رابطه منسجم با دیگران و با خدا در نوسان هستم.

از اینکه در یک شبکه حمایتی هستم که در آن متقابلاً به یکدیگر وابسته هستیم، سپاسگزارم. دیگران برای من هستند. من برای دیگران آنجا هستم. هیچ چیزی شبیه این نیست.

ممنون که گوش دادید

ماری



رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر