تعادل کار و زندگی از من در برابر فرسودگی سلامت روان محافظت می کند


در فرهنگ شلوغی امروزی، ما کمتر به تعادل بین کار و زندگی توجه می کنیم. در عوض، ما کارآفرینانی را ستایش می کنیم که لحظات بیداری خود را صرف تلاش برای رسیدن به موفقیت می کنند. ما کسانی را که کنسرت های جانبی دارند تحسین می کنیم و سرسختی کسانی را که برای حرفه خود می روند تحسین می کنیم.

در آن موقعیت‌ها، کار ترازو را به‌گونه‌ای خم می‌کند که زندگی به سختی در رادار است، و در جشن گرفتن آن‌ها، این چیزی است که همه ما باید برای آن تلاش کنیم. اگر نه، ما به اندازه کافی کار نمی کنیم. بر این اساس، ما نادیده می‌گیریم که چگونه سرکوب کردن ترازوهای تعادل کار و زندگی منجر به فرسودگی شغلی می‌شود و نشان می‌دهیم که وضعیت سلامت روان ما اهمیتی ندارد.

عدم تعادل کار و زندگی و فرسودگی سلامت روانی

من از نزدیک می دانم که چگونه یک عدم تعادل بین کار و زندگی می تواند من را به فرسودگی روانی سریع برساند. وقتی در اواسط دهه بیستم بودم، تصمیم گرفتم خبرنگار باشم. من می‌خواستم بنویسم و ​​داستان بگویم، و این را راهی برای رسیدن به این هدف مالی در حالی که رویاهایم برای انتشار یک رمان فانتزی دنبال می‌کردم، دیدم. من به مدرسه رفتم، فارغ التحصیل شدم و به اندازه کافی خوش شانس بودم که بلافاصله بعد از کالج شغل خبرنگاری پیدا کردم. چه فرصتی!

این کار با یک برنامه زمانی ۹ تا ۵ ارائه شد، اما من به سرعت فهمیدم که اگرچه روز کاری من از نظر فنی در آن ساعات بود، اما کار واقعاً من را رها نکرد. نتونستم خاموشش کنم من باید آماده می‌شدم که در صورت وقوع یک اتفاق مهم خبری که ممکن است نیاز به عجله داشته باشم. تلفن شخصی من نیز به حساب‌های کاری مرتبط بود، زیرا تلفن کاری مشخصی نداشتم، یعنی ایمیل‌ها و اعلان‌های دائمی برای گزارش‌دهی همه چیز.

روزنامه‌نگار بودن تأثیر زیادی بر سلامت روان من گذاشت. من دائماً نگران اعلان‌های تلفنم یا اتفاقی که ممکن است در یک روز بیفتد بودم. احساس می‌کردم نمی‌توانم زندگی‌ام را بگذرانم، زیرا کار همیشه در پس‌زمینه ظاهر می‌شود. با این فکر که اعلان‌ها را خاموش کنم تا از آن دور شوم احساس گناه می‌کردم و اگر این کار را می‌کردم کارم را انجام نمی‌دادم.

فرسودگی شغلی واقعی بود و فرسودگی شغلی مانند یک کامیون به من ضربه زد. منجر به تعداد زیادی روزهای بیماری شد. برای من، این یک روش فوق العاده نامتعادل برای زندگی بود.

وقتی در سال ۲۰۱۸ آن شغل را ترک کردم، پست زیر را در فیس بوک خود گذاشتم: خیلی عجیبه برای اولین روز در دو سال گذشته، گوشی من هر بار که قفل آن را باز می کنم، غرق اعلان نمی شود. یه جورایی مسالمت آمیز هست

“نوعی” کم گفته بود.

شغل ارزش فرسودگی روانی را ندارد

این تنها شغلی نیست که در آن با مسائل مربوط به تعادل بین کار و زندگی برخورد کرده‌ام، و در حال حاضر نیز کاملاً متعادل هستم. با این حال، اهمیت تعادل بین کار و زندگی و اینکه چگونه داشتن آن از من در برابر فرسودگی سلامت روان محافظت می کند را درک می کنم و به راحتی تشخیص می دهم.

الان، برای ساعت نه به پنج فعلی‌ام، دقیقاً ساعت پنج کامپیوتر کارم را خاموش می‌کنم، مگر اینکه کاملاً ضروری باشد که بعداً کار کنم. من سلامت روانی خود را برای شغل مورد نظر قرار نمی دهم و تعیین این مرزها به من کمک کرده است که از آن محافظت کنم.

لعنت به فرهنگ شلوغی، همیشه “روشن” بودن و استفاده از هر لحظه بیداری برای پیشرفت شغل یا حرفه برای همه مناسب نیست. اگر شما هم مثل من هستید و برای محافظت از خود در برابر فرسودگی نیاز به تعیین حد و مرز دارید، می گویم این کار را انجام دهید. سلامت روان شما مهم است.

نویسنده: لورا ای بارتون

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر