“تنها نیستی؟”: من این سوال را زیاد می‌پرسم


© ESB Professional |  شاتر استاک

منبع: © ESB Professional | شاتر استاک

من تنها نیستم. تنهایی و تنهایی دو چیز متفاوت هستند. امروز صبح با دوستم A. (که برای مقاله ای که در مجله Good Housekeeping منتشر کردم درباره او نوشتم) برای قهوه ملاقات کردم و نسیم را شلیک کردیم. نشستن بیرون در هوای صبح با یک دوست قبل از اینکه خورشید شروع به تپش کند، راه خوبی برای شروع روز بود.

و سپس هر کدام راه خود را رفتیم. الف به خانواده‌اش و من به آپارتمانم و سگ نجاتم شلبی برگشتم تا باتری‌هایم را شارژ کنم، بنویسم و ​​روی کسب‌وکار سلامت روانم کار کنم. این ایده من از یک روز خوب است.

من دوستان عالی دارم من دوستان مددکار اجتماعی از زمانی که در شغلم در کوئینز کار می‌کردم دارم – شغلی که بعد از اقدام به خودکشی در سال ۲۰۱۴ به جنوب رفت. آنها مرا همانگونه که هستم می پذیرند و بی قید و شرط مرا دوست دارند. همه ما تقریباً ماهی یک بار برای شام در کوئینز، نزدیک دفتر قدیمی مان ملاقات می کنیم (دفتر حدود پنج سال پیش مکان هایی را نقل مکان کرد) و معمولا اوقات خوبی را سپری می کنیم.

در مورد عشق بی قید و شرط باید به برادرم اشاره کنم. او بهترین دوست، سرسخت ترین حامی من و بزرگترین تشویق کننده من است. نمی دانم بدون او کجا خواهم بود. خیلی خوب است که در نهایت با او به عنوان یک فرد برابر رابطه داشته باشیم، نه به عنوان خواهر بیمارش. او حدود ۳۰ دقیقه دورتر زندگی می کند، و در حالی که ممکن است آنقدر که دوست داریم همدیگر را نبینیم (من در حال حاضر شش روز در هفته کار می کنم)، اغلب از طریق تماس و/یا پیامک با یکدیگر ارتباط برقرار می کنیم.

من دوستان نویسندگی خود را دارم. نویسندگان یک جامعه هستند. در حال حاضر در کلاس یا کارگاه نیستم. کارگاهی هست که دوست دارم شرکت کنم، اما با یکی از شب های آخر کار من در تضاد است. من شروع به کار آزاد کردم، یعنی در ۱۵ سال گذشته نویسندگی، شرکت در کارگاه های آموزشی-ارائه و دریافت بازخورد- ارسال، پذیرش، و رد، عمدتاً رد، شروع به ثمربخشی کرده است. از همه مربیان، همکلاسی هایم و همه کسانی که در این مسیر به من بازخورد و تشویق کردند، تشکر می کنم. نویسندگان واقعاً یک جامعه هستند.

من دوستان کارآفرین خود را دارم. در سال ۲۰۱۸، زمانی که ایده کسب و کارم به ذهنم رسید، در یک کلاس ۶۰ ساعته کارآفرینی شرکت کردم. من از کلاس و همکلاسی هایم لذت بردم. پس از پایان کلاس، گروهی از ما به طور منظم برای حمایت، تبادل نظر، پاسخگویی و سرگرمی در حین انجام همه موارد فوق گرد هم می آمدیم. در سال ۲۰۲۱، من برای What If ثبت نام کردم، دوره ای که توسط VC Stephen Hayes برگزار می شود که با اختلال دوقطبی و اعتیاد سروکار داشت. او What If را به عنوان یک برنامه شتاب دهنده استارتاپ مراقبت های بهداشتی رفتاری ۸ هفته ای توسعه داد. من در مسیر کاوشگر بودم، بنابراین نتوانستم کسب و کارم را راه اندازی کنم، اما وقتی مقداری درآمد داشته باشم، می توانم به عنوان سازنده برگردم. همه گروه‌ها در یک کانال Slack هستند، بنابراین همه ما در تماس هستیم و از کارهایی که یکدیگر انجام می‌دهند به‌روزرسانی می‌شویم. به طور همزمان، من بخشی از Ossining Innovates (OI) شدم، یک برنامه شتاب دهنده محلی تر برای کارآفرینان که به من کمک کرد BWellBStrong را به مدل کسب و کار امروزی تبدیل و شکل دهم. OI یک برنامه کوچک با تنها ۹ شرکت کننده بود، بنابراین همه ما به خوبی یکدیگر را شناختیم و من هنوز با برخی از همکلاسی هایم در ارتباط هستم.

و سپس چندین دوست دارم که نمی‌توانم آنها را به‌عنوان خانواده‌ای خاص و بزرگ‌تر مانند پسرعمو که در بخش‌های مختلف کشور زندگی می‌کنند، مانند فلوریدا و لوئیزیانا، طبقه‌بندی کنم.

پس بله، من تنها زندگی می کنم، اما از تنهایی فاصله زیادی دارم. من یک زندگی اجتماعی فعال با دوستان و خانواده دارم و در واقع کار برای ایجاد تعادل ایده آل بین زمان تنهایی و زمان اجتماعی است.

© آندریا روزنهافت

منبع: © Andrea Rosenhaft