درباره پدر و مادر مسیحی بودن… یا اینکه چگونه من خوب نیستم – Simpkins Family Chronicles



شاید چون من توسط والدینی تا حدودی لیبرال و آینده‌نگر بزرگ شده‌ام، از نشان دادن واقعیت‌های جهان، آن سوی چهار دیواری به فرزندم ابایی ندارم. فلسفه من همیشه این بوده است: «بهتر است آن را از من بشنوی تا از یکی از دوستان کوچکت». فکر می‌کنم، ما بحث‌های آزاد و صادقانه‌ای در مورد موضوعات سختی که ممکن است او با آنها برخورد کند داشته‌ایم… سقط جنین، تمایلات جنسی، نژاد، سلامت روان، سیاست.

بسیاری از چیزهایی که من به عنوان یک والدین معتقدم و انجام می‌دهم، واقعاً با آنچه در گروه‌های مادر و محافل والدین در جامعه مسیحی دیده‌ام، مطابقت ندارد. مثلا من به کتک زدن اعتقادی ندارم. ضربه زدن به یک کودک (بیایید اسمش را بگذاریم) ۱/۳ اندازه شما یک دستور کتاب مقدس یا دستوری از طرف خدا نیست، بر خلاف باور عمومی در بسیاری از کلیساها. اگر بچه هایتان را کتک بزنید، این به عهده شماست، اما با گفتن اینکه این خواست خداست یا اینکه کتاب مقدس به شما می گوید این کار را انجام دهید، آن را معنوی نکنید. فرهنگ خلوص واقعاً چیز ما در اینجا نیست. هیچ مراسم حلقه وحشتناکی بین او و پدرش در این خانواده وجود ندارد. ما فقط در اواسط سال نهم کلاس او، به انتخاب او، آموزش در خانه را شروع کردیم. من تصمیم گرفتم با برنامه درسی ۹۸ درصد سکولار بروم. من به یک دانشگاه سکولار رفتم و زنده ماندم و فکر می کنم او هم می توانست. (در واقع، آنجا بود که ایمان خود را به مسیح یافتم). در نهایت، جاسمین باید در مورد بدن، تحصیلات، زندگی و همچنین ایمانش تصمیم بگیرد. امیدوارم که من و پدرش یک رابطه قوی با او ایجاد کرده باشیم که بر اساس اعتماد و ارتباطات باز است، جایی که او ما را در سفر خود شامل می شود.

هویت یاسمین به عنوان یک زن سیاهپوست، دو نژاد، یک مسیحی، یک شخص، همه متعلق به اوست. بهترین والدین برای من این است که به او نشان دهم چگونه از حس خوبی که خدا به او داده است استفاده کند. چگونه با سنجیدن گزینه ها، مزایا، معایب و پیامدها تصمیمات محکمی بگیریم. به او توضیح دهید که چرا برخی از تصمیمات بهتر از دیگران هستند. به عنوان مثال، چرا خدا می گوید برای رابطه جنسی تا ازدواج صبر کنید، یا چرا او برای زندگی متولد نشده ارزش قائل است و از ما نیز می خواهد. به عبارت دیگر، امیدوارم مهارت های خوب تفکر انتقادی را به او آموزش داده باشم. او همچنین باید بداند که من نمی توانم برای او زندگی کنم و یک روز باید در برابر خدا بایستد و خودش جواب او را بدهد. ما همیشه به عنوان والدین او اینجا هستیم تا در صورت نیاز او به ما راهنمایی و حمایت محبت آمیز ارائه دهیم.

در عین حال ما محدودیت هایی داریم. برای مدتی، او در این نمایش های خون آشام حضور داشت. ما فقط یک تلویزیون در آپارتمان کوچکمان داریم، بنابراین هر چیزی که او تماشا می کرد عمومی بود. آن نمایش ها آنقدر تاریک بودند که نمی توانستم آن را تایید کنم. هر چیزی که ماهیت تاریک و غیبی داشته باشد، ما مجبور بوده ایم یک خط بکشیم. یک سال سریال «سیزده دلیل برای اینکه» منتشر شد، احتمالاً در زمانی که یاسمین ۱۳ ساله بود. احساس کردم نامناسب است. موضوع برنامه که خودکشی بود، و نحوه رسیدگی به آن، در خانه ما ممنوع بود. من به گذرواژه‌ها و حساب‌های آنلاین او دسترسی داشته‌ام و بیشتر فعالیت‌های آنلاین او را زیر نظر گرفته‌ام. من سوالاتی پرسیده ام و بررسی می کنم.

من فکر می‌کنم نکته دیگر نیز این است که من و یاسمین به خاطر شرایط نامطلوب پدرش با هم دور شدیم. ما یک پیوند ایجاد کرده‌ایم، یک رابطه نزدیک که تقریباً بیشتر شبیه یک دوستی است تا یک رابطه سنتی مادر/دختری. او به من اعتماد می کند و چیزهایی پیش من می آید و با هم صحبت می کنیم. تمام تلاشم را می کنم که با او صحبت نکنم.

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر