فاش کردن یا افشا نکردن


تولید SHVETS/Pexels

منبع: SHVETS production/Pexels

از نظر فنی، من قبلاً به دلیل انتشار داستان خود در اینجا و در مکان های دیگر، افشا کرده ام. فکر می‌کنم وقتی یکی از مشتریانم به من می‌گوید، “تو را چک کردم، چه کار کنم.” آن دقیقا به چه معناست؟ آیا می توانم آن را به این معنا بدانم که آنها من را در گوگل جستجو کرده اند؟ خوب، پس آنها می دانند که من یک بیماری روانی دارم.

بعد از اینکه آنها می گویند “من شما را بررسی کردم”، چیزی را که پیدا کرده اند نمی گویند، بنابراین من در این فکر می مانم که آیا باید اذعان کنم، “بله، من یک بیماری روانی دارم” یا از آنها پیروی کنم. مکالمه ای که همیشه به موضوع دیگری تبدیل می شود.

یک مطالعه نشان می دهد که فاش کردن فایده ای دارد. یکی از حرفه‌ای‌ها القای امید است: وقتی یک روانپزشک فاش می‌کند که با مشکلی مشابه به عنوان یک بیمار برخورد کرده است، این ممکن است امید بیمار را افزایش دهد که مانند روانپزشک، بتواند با موفقیت بر مشکل غلبه کند. این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که یکی از جنبه‌های منفی خودافشایی توسط روانپزشک این است که بیمار ممکن است فکر کند روانپزشک آنقدر ضعیف است که نمی‌تواند به او کمک کند. بیمار همچنین ممکن است اطلاعات به اشتراک گذاشته شده توسط روانپزشک را منفی تفسیر کند، که ممکن است به خودی خود ظرفیت روانپزشک را برای مؤثر بودن با بیمار از بین ببرد.

من تمایل دارم در افشاگری به سمت “طرفدار” متمایل شوم، اگرچه این کار با احتیاط و با توجه به تاریخچه هر مشتری و جایی که در حال حاضر تحت درمان هستند انجام می شود – یعنی اگر به من نشان دهند که می خواهند بیشتر بدانند. ضرب المثل قدیمی “در جایی که مشتری هستند ملاقات کنید” به ذهن خطور می کند. اگر آنها فقط بگویند “من شما را بررسی کردم” و چیز خاصی را دنبال نکنند، حتی اگر به وضوح در مالکیت عمومی است، آیا آماده شنیدن جزئیات بیماری روانی من هستند؟

تمایل من همیشه این بوده است که موضوع را شروع نکنم، اما اگر مشتری آن را مطرح کند، آن را انکار نکنم. ثابت شده است که این تا حدودی یک منطقه خاکستری است. تردید دارم زیرا نمی‌خواهم تمرکز جلسه به من معطوف شود. ساعت کار مشتری است و قرار است در مورد آنها باشد. من تصور می کنم که یک سوال در مورد تاریخم به سوال دیگری منجر می شود و سپس، ناگهان، بخش خوبی از ساعت گذشت.

همان مطالعه ذکر شده در بالا هشدار می دهد که روانپزشک ممکن است تصور شود که مایل به گوش دادن به بیمار نیست. افشای اطلاعات ممکن است مضر باشد زیرا بیمار را از صحبت کردن در مورد مشکلات خود باز می دارد. بیمار ممکن است بی صبرانه منتظر باشد تا روانپزشک صحبت در مورد خودش را متوقف کند و ممکن است این وقفه را به عنوان مزاحم و آزاردهنده تجربه کند.

مهمترین چیزی که برای من باید در آینده به خاطر بسپارم این است که بپرسم، اگر تصمیم بگیرم در افشای خود صریح تر باشم، آیا این به نفع مشتری من خواهد بود؟ آیا من در مورد خودم به خاطر او صحبت می کنم و نه برای خودم؟ زیرا ممکن است آنچه من فاش می‌کنم یکی از نظراتی باشد که در تمام جلسات درمانی به مشتری می‌چسبد.

© آندریا روزنهافت

منبع: © Andrea Rosenhaft

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر