من چقدر قوی هستم؟ – SHiFT – بازیابی توسط Acorn



“چقدر قوی هستی؟” و “عضلاتت را به من نشان بده!” عباراتی در خانواده ام پرسیده شده و شنیده شده است. قدرت در خانواده من با اندازه بدنی برابر بود و من خوشحال بودم که دور بزرگتر و بزرگتر را که قدرت من را نشان می داد، وادار کنم. در خانواده من قدرت تنها به معنای اندازه بدنی نبود، بلکه به این معنی بود که هیچ مشکلی وجود ندارد. می بینید که نمی توانید قوی باشید و مشکل داشته باشید. ما یک خانواده ایده آل بودیم، یا به من گفتند. ما خانواده خوشبختی بودیم یا به من گفته شد. یک خانواده شاد با افسردگی، اعتیاد به کار، چاقی بیداد می کند، خشم به عنوان یک اتفاق روزمره، و بی احتیاطی جنسی فراوان است. یک خانواده شاد بزرگ

داشتم به این فکر می کردم که «مشکل» چیست که هیچ کس درباره آن صحبت نمی کرد. این نمی تواند اعتیاد باشد، بالاخره هیچ کس از الکل یا مواد مخدر استفاده نمی کرد، بنابراین بارها و بارها به من می گفتند: “اینجا اعتیاد وجود ندارد.” با این حال، شکر، آرد، و چربی از آشپزخانه بیرون ریخت و به دهانمان ریخت، با شور و نشاط یک الکلی که در جستجوی نوشیدنی ضروری است، یا یک معتاد به مواد مخدر که به دنبال ضربه بعدی است. هیچ اعتیادی در اینجا دیده نمی شود. هیچ قدردانی از معتادان به کار، معتادان به مواد غذایی، اعتیاد به فیلم های مستهجن، یا انکاری که همه اینها را پوشش می دهد، وجود ندارد. در واقع گروه های ۱۲ قدمی در خانواده من مورد تحقیر و تمسخر قرار گرفتند. هیچ کس جرات ندارد معتاد بودن را قبول کند. به هر حال، ما خانواده‌ای دوست داشتنی بودیم، بهتر از بقیه در جامعه.

چرا تابو در مورد مشکلات و بیشتر از همه در مورد اعتیاد؟ به این دلیل بود که ما آنقدر «قوی» بودیم که شکست را قبول نکردیم. هیچ‌کس نمی‌خواست گاری سیب به‌طور نامطمئن، پر از مشکلات و چرخ‌های تغییر شکل یافته با تکه‌هایی که از فرسودگی زندگی بیرون آمده بود را ناراحت کند. آسیب پذیری به عنوان نقطه ضعفی در نظر گرفته شد که باید به هر قیمتی از آن اجتناب کرد. به ما آموخته اند که اگر آسیب پذیر باشیم، دیگران به شیوه های وحشتناکی از ما سوء استفاده می کنند، هرگز به شیوه های وحشتناکی که با یکدیگر رفتار می کنیم اهمیت نده. به هر حال ما یک خانواده ایده آل بودیم.

اعتیاد زیاد شد زیرا آنها موثرترین راهبرد مقابله ای ما بودند. آنها کار زنده نگه داشتن همه ما را انجام دادند. خدایا شکرت برای اعتیاد خیلی وقت ها مرا نجات داد. قدرت بدنی یا حداقل دور پهن من باعث شد که درد کمتر شود. تا اینکه روزی اعتیاد دیگر یک نعمت نجات بخش نبود، بلکه یک ننگ بزرگ بود.

سالها طول کشید تا یاد گرفتم که قدرت من به اندازه جسمی یا توانایی من در انکار مشکلات نیست. ضعف من بزرگترین نقطه قوت من است. قدرت این است که مواد اعتیادآور و رفتارهایم را به نیروی برتر مهربان و مهربانم تسلیم کنم. قدرت اعتراف به ناتوانی و شکست من است. قدرت، آسیب پذیر بودن در برابر خودم، نیروی برترم و دیگران است. آسیب پذیری قدرت است، قدرت بزرگ. آسیب پذیر بودن جسارت زیادی می خواهد. این آسیب‌پذیری به من اجازه می‌دهد اعتماد کنم که اعتیادم دیگر برایم تابو نیست. آنها هستند که زندگی جدیدی به من بخشیده اند. آنها مرا در مسیر آزادی قرار داده اند. آزادم تا خود را واضح تر ببینم. آزاد برای دوست داشتن زندگیم. برای دوست داشتن دیگران آزاد است. من دیگر در یک خانواده ایده آل زندگی نمی کنم. وقتی از من می پرسند “من چقدر قوی هستم؟” پاسخ من روشن است، “به همان اندازه که من آسیب پذیر هستم.”

لیزا کی