مکان هایی که موسیقی مرا می برد


  © عکس پاول دانیلیوک |  پیکسل ها

منبع: © عکس پاول دانیلیوک | پیکسل ها

در طی یک دوره ۱۸ ماهه از ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷، من دچار یک دوره افسردگی شدید با افکار شدید خودکشی شدم که به شش بستری روانی نیاز داشت. من به تازگی با روانپزشکی به نام دکتر لو، که در TFP یا روان درمانی متمرکز بر انتقال تخصص داشت، کار کردم، درمانی که برای درمان BPD یا اختلال شخصیت مرزی طراحی شده است. ما خیلی به TFP نرسیدیم، زمانی که در جلسه شروع کردم به شرح جزئیات اینکه چگونه قصد دارم به خانه بروم و خودم را بکشم، بنابراین دکتر لو چاره ای جز بستری کردن من نداشت. در طی یک یا چند مورد از آن پذیرش، یک دوره ECT یا الکتروشوک درمانی دریافت کردم که حدود یک ماه کمک کرد، اما پس از آن نتوانستیم دارو یا ترکیبی از داروها را برای حفظ بهبود پیدا کنیم.

همانطور که در حال ایجاد لیست پخش در تلفنم بودم، یکی از آهنگ های مورد علاقه خود را دانلود کردم، زیرا شبتوسط بروس اسپرینگستین و پتی اسمیت که توسط ناتالی مرچنت و ۱۰۰۰۰ Maniacs در “MTV Unplugged” پوشش داده شد. زمانی که در بیمارستان بودم، بارها و بارها به آن سی دی در Discman خود گوش دادم. در حالی که روی تخت بیمارستان دراز کشیده بودم، آنقدر افسرده بودم که نمی توانستم به اجتماع بپیوندم، در حالی که ناتالی آنها را می خواند، کلمات را به زبان می آوردم. اشک روی گونه هایم سرازیر شد که در مورد مرده بودن خیال پردازی می کردم.

حالا بیا، تلاش کن و بفهم
طوری که احساس می کنم تحت فرمان تو هستم
دست مرا بگیر، چون خورشید فرود آمد
الان نمیتونن بهت صدمه بزنن
الان نمیتونم بهت صدمه بزنم
الان نمیتونم بهت صدمه بزنم

زیرا شب مال عاشقان است
چون شب مال ماست
زیرا شب مال عاشقان است
چون شب مال ماست

وقتی گوش میدم زیرا شب حالا، به طرز عجیبی، اگرچه می توانم آن دختر را به یاد بیاورم که روی تخت بیمارستان اش گریه می کرد، اما غمگین نیستم. با صدای قدرتمند ناتالی مرچنت احساس انرژی می کنم. همانطور که کلی جاکوبوفسکی در یک پست اخیر روانشناسی تودی نوشت، “قدرت موسیقی اغلب نه تنها در خود صدا، بلکه در احساسات و خاطراتی است که می تواند ایجاد کند.”

آهنگ مورد علاقه دیگری که هنوز به من انرژی می دهد آهنگ ریچل پلاتن است آهنگ مبارزه. پس از سکته مغزی در ماه مه ۲۰۱۸، زمانی که برای فیزیوتراپی در مرکز توانبخشی به باشگاه رفتم، همیشه از آنها درخواست می کردم که آن را بازی کنند. من بسیار سخت کار کردم تا راه رفتن را دوباره یاد بگیرم و از بازوی چپم استفاده کامل کنم زیرا سمت چپم به دلیل سکته مغزی آسیب دیده بود. من آسیب شناختی هم دیدم، اما خیالم راحت شد حداقل هنوز می‌توانستم شعر را به خاطر بیاورم و همراه راشل بخوانم.

و همه چیزهایی که نگفتم
خراب کردن توپ در مغزم
من امشب آنها را با صدای بلند فریاد خواهم زد
این بار صدای من را می شنوید؟

این آهنگ مبارزه من است
آهنگ زندگی من را پس بگیر
آهنگ ثابت کن من خوبم
برق من روشن شده
از همین الان شروع کنم قوی خواهم بود
من آهنگ مبارزه ام را می نوازم
و واقعاً برایم مهم نیست که هیچ کس دیگری باور نداشته باشد
چون هنوز دعوای زیادی در من باقی مانده است

وقتی گوش میدم آهنگ مبارزه امروز، قدرت سخت کوشی خود را احساس می کنم و احساس می کنم زنده هستم. همانطور که سپاسگزارم که به درمان فشرده ای که برای بهبودی از بیماری روانی خود نیاز داشتم دسترسی پیدا کردم، سپاسگزارم که چهار سال پیش به بهترین OT و PT در یک مرکز توانبخشی برجسته دسترسی داشتم که ده دقیقه از محل من فاصله داشت. زندگی می کرد.

مطالعه‌ای با عنوان «خاطرات زندگی‌نامه‌ای برانگیخته‌شده توسط موسیقی در زندگی روزمره» نشان داد که موسیقی «می‌تواند نشانه‌ای مؤثر برای بازگرداندن فرد به مناظر و صداهای رویدادها از سراسر طول عمر باشد».

من می‌توانم فهرست بزرگی از هنرمندانی بنویسم که خاطرات معنی‌دار اما متفاوتی را از گذشته‌ام تداعی می‌کنند که با دیوید کسیدی و خانواده پارتریج شروع می‌شود که نمایش آن‌ها هر جمعه شب در تلویزیون، زمانی که من در دبیرستان بودم، پخش می‌شد.

خواننده های مورد علاقه شما چه کسانی هستند و چه خاطراتی را برای شما رقم می زنند؟

© آندریا روزنهافت

منبع: © Andrea Rosenhaft