مکث ها و محورها – تواریخ خانواده سیمپکینز



این تصمیم در ماه مارس گرفته شد. اما ما تا پایان ژوئیه/اوایل آگوست نمی‌توانیم حرکت کنیم، بنابراین جاسمین می‌تواند در موزیکال تابستانی با تئاتر محلی کودکان باشد. او نقش اصلی را در «Sister Act, Jr.» بازی کرد و او را کشت! اما این یک تعهد بزرگ بود.

همچنین در ماه مارس، اسکات اولین بستری شدن خود را در بیمارستان طی بیش از ۶ سال انجام داد. و سپس در ماه مه او یکی دیگر داشت. مجبور شدم بعضی از کارها را از دست بدهم که نتیجه آن از دست دادن درآمد بود. او چندین تغییر دارویی را تجربه کرد (خوب، حداقل ۵ یا ۶ مورد از اکتبر گذشته!). خبر خوب این است که ما دارویی را پیدا کردیم که کار می کند، و او سرانجام به طور رسمی تشخیصی را که بیش از ۱۰ سال از آن دفاع می کردم، دریافت کرد: اختلال اسکیزوافکتیو/نوع دوقطبی. من دوست دارم آن را نه به عنوان دوقطبی و نه اسکیزوفرنی، بلکه هر دو فکر کنم. مثل این است که آبی و زرد را کنار هم قرار دهیم و سبز شویم… یک چیز کاملاً جدید. این برنامه درمانی او را یک تن تغییر نداده است، اما به روشن شدن علائم او کمک می کند.

دو روز قبل از اینکه قرار بود حرکت کنیم، اسکات کووید گرفت. این ما را چند روز عقب انداخت و آچاری را در برنامه های ما برای کمک قرار داد. به همان اندازه که در ۵ ماهی که می‌دانستم برای این حرکت آماده می‌شدم، خنثی کردن ۱۰ سال زندگی در یک مکان چالش‌برانگیزتر از آن چیزی بود که پیش‌بینی می‌کردم. برخی از کارها را نمی توان تا چند روز گذشته انجام داد. ما آن چند روز گذشته را از دست دادیم و به لطف کووید کمک کردیم. اگر من و یاسمین آن را داشتیم (آزمایش ندادیم)، هیچ‌وقت علائمی از خود نشان ندادیم. این اولین تجربه شخصی خانواده ما با کووید از زمان شروع همه‌گیری بود. کم کم داشتم فکر می کردم مصونیم. فکر نمیکنم.

به قلب اسکات رحمت کن… بعد از چند روز استراحت، بین او، جاسمین، من و یکی از دوستانش، بالاخره توانستیم کامیون را بارگیری کنیم. اسکات چیزی را حرکت می‌داد، سرفه می‌کرد، می‌نشست تا نفسش را بگیرد، و سپس چند سطل دیگر را حرکت می‌داد و تمام مدت عرق می‌کرد. آخر ژوئیه، یادت هست؟ او یک سرباز بود. اگر دوست یاسمین را نداشتیم که کمک کند، نمی‌دانم چه می‌کردیم.

من از شرایطی که آپارتمانمان را برای صاحبخانه فقیرمان ترک کردیم، خجالت می کشم. برنامه ریزی کرده بودم که از شر تخت خواب کینگ و تخت دو نفره جاسمین خلاص شوم، اما نیاز داشتیم جایی تا روزی که رفتیم بخوابیم ما فکر می‌کردیم که آن را با خود ببریم، اما کامیون فقط ۱۵ فوت بود (تمام هزینه‌ای که می‌توانستم بپردازم… من آن را رزرو کردم که فکر می‌کردم اثاثیه بزرگی نمی‌بریم) و جا نمی‌شد. بنابراین، ما مجبور شدیم آنها را ترک کنیم. بین آن، و ناتوانی در تمیز کردن کامل آن‌طور که می‌خواستم، اجازه دهید بگوییم که ما هرگز سپرده‌ای را از زمانی که برای اولین بار وارد خانه شده‌ایم نخواهیم دید.