هراس حاد – به دنبال پاسخ در جایی که وجود ندارد


من از بچگی هراس و اضطراب داشتم، البته تشخیص داده نشده بود. یادم می آید که در میانه یک حمله پانیک از خواب بیدار شدم، اگرچه در آن زمان نمی دانستم این همان چیزی است. والدینم گفتند که من خواب های بدی می بینم که مطمئنم برای آنها منطقی است. حتی در دوران کودکی می‌دانستم که خواب‌های بدی نمی‌بینم، اگرچه علائم احساس می‌کردند در نوعی کابوس محبوس شده‌ام.

به دنبال پاسخ برای هراس حاد

حملات من پراکنده بود و به طور متوسط ​​یک بار در ماه در دوران نوجوانی، ۲۰ سالگی و اوایل ۳۰ سالگی من اتفاق می افتاد، در آن زمان به خوبی آنها را درک می کردم. وحشت حملات هنگامی که در سال ۲۰۰۱ برای اضطراب و افسردگی دارو مصرف کردم، حملات پانیک کاملا ناپدید شدند. آنها دو دهه در خواب بودند تا اینکه در آگوست ۲۰۲۱ با انتقام برگشتند.

من تقریباً به مدت دو ماه دچار حملات پانیک مکرر و وحشتناک شدم. گاهی روزها در حالت جنگ یا گریز گیر می‌افتم، حمله پشت سر هم مثل امواج خشن در دریا بر من فرو می‌ریزد. انگار حملات به اندازه کافی بد نبودند، در حالی که داروهایم را تیتر می‌کردم، دو بار به سندرم سروتونین مبتلا شدم، که کلینیک کلیولند می‌گوید: “زمانی اتفاق می‌افتد که سروتونین بیش از حد در بدن وجود داشته باشد.”۱ بین قسمت‌ها، اضطراب فلج‌کننده‌ای را تحمل کردم، از ترس حمله بعدی.

دکتر من را برای همه چیز زیر نور خورشید آزمایش کرد که ممکن است توضیح دهنده ناگهانی بودن دوباره اختلال هراس من باشد. من داشتم:

  • آزمایش خون و ادرار
  • اکوکاردیوگرام (سونوگرافی قلب)
  • الکتروکاردیوگرام (ECG)
  • تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) سر

من حتی یک ام آر آی شکم گرفتم تا تومور نادر غده فوق کلیوی به نام فئوکروموسیتوم را رد کند که وب سایت مایو کلینیک می گوید:

یک تومور نادر و معمولاً غیرسرطانی (خوش خیم) که در غده فوق کلیوی ایجاد می‌شود. شما دو غده آدرنال دارید – یکی در بالای هر کلیه قرار دارد. حمله کن.”۲

به سادگی هیچ توضیح پزشکی وجود نداشت. الان از اعتراف شرم دارم، اما دعا کردم که تومور غده فوق کلیوی باشد. اینقدر مستأصل بودم که جواب بدم.

غلبه بر هراس و حرکت

در پایان اکتبر ۲۰۲۱، من راحت گفتم که بالاخره در حال بهبودی هستم – هرچند ضعیف. داروهای تجویز شده کار خود را انجام می‌دادند، و من کار سختی را شروع کردم که به جای نگاه کردن به عقب، جایی که فقط ترس و ترس وجود داشت، به آینده نگاه کنم. در حالی که در هفته‌های اول با چند روان‌شناس صحبت کرده بودم، می‌دانستم که باید روان‌درمانگری را پیدا کنم و واقعاً با او ارتباط برقرار کنم که بتواند به من کمک کند آنچه را که برایم اتفاق افتاده است درک کنم و به من کمک کند تا ادامه دهم.

تجربه من با هراس حاد به راحتی آسیب زاترین چیزی بود که تا به حال از سر گذرانده ام. در حالی که به دنبال یک درمانگر متخصص در اختلال هراس بودم، در نهایت با روان درمانگری که در تروما تخصص داشت و از درمان‌های مبتنی بر مغز مانند حساسیت زدایی حرکت چشم و پردازش مجدد (EMDR) و لکه‌گیری مغزی استفاده می‌کرد، ارتباط برقرار کردم.

بر اساس وب سایت Brainspotting Indy:

«تکنیک‌های درمانی مبتنی بر مغز می‌توانند به مشتریان کمک کنند تا پیشرفت‌های منحصربه‌فردی را تجربه کنند… که گاهی به آنها «توان درمانی» می‌گویند، این روش‌های جدیدتر برای باز کردن خلاقیت، پردازش آسیب‌های گذشته و در غیر این صورت پیشرفت واقعاً قابل توجهی با درمانگر شما کار می‌کنند. حول محور دید مشتری توسعه یافته اند.”۳

این نوع درمان کمک زیادی کرده است. این تا حد زیادی ملموس‌ترین درمانی است که تا به حال انجام داده‌ام، زیرا کار سختی است، اما احساس می‌کنم بعد از هر جلسه واقعاً کاری را انجام داده‌ام.

داشتن یک روال و تلاش برای چیزهای جدید

سعی می کنم یک روتین داشته باشم و تمام تلاشم را می کنم تا به آن پایبند باشم. علاوه بر این، من به دنبال چیزهایی خارج از هنجار خودم هستم تا امتحان کنم. علاوه بر جلسات درمانی حرفه ای تقریباً هفتگی، درمان خانگی من چیزی شبیه به این است:

  • من یک زنگ ساعت تنظیم می کنم و هر روز صبح در همان ساعت از خواب بیدار می شوم. من همچنین سعی می کنم هر شب در همان ساعت مشخص به رختخواب بروم، قبل از اینکه چراغ را خاموش کنم، یک رمان خوب بخوانم.
  • من بیشتر روزها ورزش می کنم: پیاده روی، یوگا، تمرینات وزنه برداری ملایم و سواری بر روی بیضوی.
  • من فعالانه به بدنم گوش می دهم و به آنچه از من می خواهد توجه می کنم. این مراقبت از خود شامل توجه به نشانه های گرسنگی من است. خوردن مهم است.
  • هر روز کمی می نویسم.
  • جست و جو کردم و در کلاس هفتگی سفال ثبت نام کردم. من هنرمند نیستم اما همیشه می خواستم آن را امتحان کنم و بی اندازه از آن لذت می برم. من دارم چیز جدیدی را امتحان می‌کنم، ماهیچه‌هایی را که هرگز فکرش را نمی‌کردم کار می‌کند، و من را از ذهنم بیرون می‌کند.
  • برای قدردانی وقت می گذارم و از همه چیزهایی که قبل از بیماری ام بدیهی می دانستم قدردانی می کنم. در بالای این لیست، شوهر ۳۸ ساله من، سه فرزندم و سه نوه عزیزم قرار دارند.

امروز در حین درمان، شش ماه کامل پس از شروع این سفر دردناک، گریه کردم زیرا هنوز با این بیماری دست و پنجه نرم می کنم. چرا. چرا این اتفاق برای من افتاد؟ چرا نمیتونم ازش بگذرم؟ چرا هنوز احساس می کنم اینقدر شکسته و شکننده هستم؟ حقیقت این است که من هرگز نمی دانم چرا. من دارم از طریق آسیب های ناشی از اتفاقی که افتاده کار می کنم و با ندانستن چرایی حالم خوب است.

من برای درک این موضوع کار می کنم که هر نفسی که می کشم یک پیروزی است.

منابع

  1. کلینیک کلیولند، سندرم سروتونین، ژانویه ۲۰۱۸.
  2. کلینیک مایو، فئوکروموسیتوم – علائم و علل، مارس ۲۰۲۰.
  3. راندولف، بی، Brainspotting در مقابل. EMDR: مقایسه قدرت درمانی، اوت ۲۰۱۹

نویسنده: لیانا ام اسکات

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر