چرا خودشیفته ها همیشه نقش قربانی را بازی می کنند؟ (و چگونه از خود محافظت کنیم)


روانشناسی

آخرین به روز رسانی در ۲ نوامبر ۲۰۲۲: منتشر شده در ۲ نوامبر ۲۰۲۲

چرا-نارسیست ها-همیشه-قربانی-بازی کن

بسیاری از چیزها در زندگی ممکن است ناعادلانه و محدود به نظر برسند، اما هیچ چیز مانند قربانی بودن ناعادلانه فریاد نمی‌زند. موافق؟ آیا تا به حال احساس کرده اید که اعمال شما دیگران را قربانی کرده است؟ یا اینکه شما نقش یک قربانی را بازی کردید زیرا نتوانستید نیازهای عاطفی خود را به درستی بیان کنید؟

این می تواند برای بسیاری از افراد، به خصوص برای افرادی که دارای انحراف معیوب هستند، صادق باشد اختلال شخصیتی خودشیفتگی. من می‌دانم که تصور کردن یک خودشیفته به عنوان یک قربانی می‌تواند سخت باشد، با این حال، اغلب اوقات، این خودشیفته است که نقش قربانی را بازی می‌کند.

خودشیفته کسی است که احساس بزرگی از خود، استحقاق و تشنه قدرت دارد، بنابراین وقتی خودشیفته‌ها همیشه نقش قربانی را بازی می‌کنند یا زمانی که یک خودشیفته شما را برای ترحم بازی می‌کند، چه معنایی دارد؟

ممکن است یک باشد تاکتیک دستکاری? ممکنه عمدی باشه؟ یا ممکن است آنها واقعاً احساس قربانی شدن کنند؟

بیایید دریابیم.

ذهنیت قربانی یک خودشیفته

قربانی-ذهنیت-نارسیست

در یک مطالعه، پیشنهاد شد که افراد دارای ویژگی‌های خودشیفته یا دارای اختلال شخصیت خودشیفته، اغلب خود را قربانی تجاوزات علیه خود می‌دانند تا افراد فاقد این اختلال یا ویژگی‌های شخصیتی.

در مطالعه دیگری که در سال ۲۰۲۰ انجام شد، مشخص شد افرادی که یکی از عزیزانشان مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته است، گزارش کردند که عزیزانشان اغلب احساس قربانی شدن می‌کنند یا ذهنیت قربانی.

حالا اینکه آیا یک شخص واقعاً احساس می کند در حق او ظلم شده است یا فقط حیف است، ممکن است همیشه مشخص نباشد. اگر عزیزی دارید که دارای اختلال شخصیت خودشیفته یا ویژگی های خودشیفته است، آنگاه خواهید دانست که او فاقد خودآگاهی است. آن‌ها اغلب به سختی می‌توانند به اعمال خود و نحوه تأثیرگذاری آن‌ها بر اطرافیان خود توجه کنند. حتی اگر آن را برایشان هجی کنید حتی ممکن است با شما موافق نباشند.

این یکی از دلایلی است که یک خودشیفته ممکن است هنگام مواجهه با او احساس حمله کند یا به خاطر رفتارشان به او سرزنش کنید، زیرا از نظر آنها این رفتار با احساس خود مطابقت ندارد.

فقدان خودآگاهی اینجا سر خود را بالا می برد. همراه با احساس بزرگ اهمیت، یک خودشیفته ممکن است اغلب با موقعیتی موافق نباشد، اگر با دنیای او سازگار نباشد. از این رو، سندرم قربانی خودشیفتگی.

علائمی که ممکن است با ذهنیت قربانی یک خودشیفته همراه باشد، می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • احساس حقانیت
  • خودآگاهی پایین
  • بزرگ نمایی
  • فرافکنی
  • نیاز به کنترل
  • خشم خودشیفته
  • عدم همدلی

به خاطر داشته باشید که همه خودشیفته ها نقش قربانی را بازی نمی کنند و هر قربانی دارای اختلال شخصیت خودشیفته نیست.

بیایید به دلایلی نگاه کنیم که چرا خودشیفته ها همیشه نقش قربانی را بازی می کنند.

چرا خودشیفته ها همیشه نقش قربانی را بازی می کنند؟

۱. احساس حق

یک خودشیفته احساس قوی حق بودن دارد و این ممکن است آنها را به این باور برساند که سزاوار رفتار و شناخت ویژه هستند. وقتی همه چیز مطابق میل خود پیش نمی رود، ممکن است واکنش بدی نشان دهند و نارضایتی خود را متوجه دیگران کنند که خود را قربانی رفتار ناعادلانه می دانند.

۲. مکانیزم دفاعی

همه ما داریم مکانیسم های دفاعی که در شرایط خاصی از آن استفاده می کنیم، اما از آن مکانیسم های دفاعی نیز آگاه هستیم. ما از آنها برای محافظت از خود در برابر خاطرات دردناک یا هر چیز خیلی استرس زا استفاده می کنیم. خودشیفته ها متفاوت هستند. آنها همچنین ممکن است از مکانیسم های دفاعی برای محافظت از خود استفاده کنند، اما ممکن است باورهای نادرستی در مورد خود داشته باشند و از بزرگ بودن به عنوان مکانیزم دفاعی استفاده کنند.

برای مثال، ممکن است خود را یکی از باهوش‌ترین افراد اتاق بدانند و زمانی که شخص دیگری مورد شناسایی قرار گرفت، ممکن است قربانی را به عنوان یک تاکتیک فرافکنی برای محافظت از احساسات خود بازی کنند.

۳. نیاز به قدرت

خودشیفته ها همچنین نیاز به کنترل یا به دست آوردن قدرت دارند و ممکن است از کارت قربانی برای این منظور استفاده کنند. هنگامی که یک خودشیفته نقش قربانی را بازی می کند، از این به عنوان یک تاکتیک دستکاری برای محافظت از خود و به دست آوردن کنترل بر موقعیتی استفاده می کند که احساس می کند در حال لغزش است. این همچنین می تواند نشانه ای از همدلی های تاریک باشد.

۴. خشم خودشیفته

خودشیفته ها نمی توانند انتقاد یا طرد را به خوبی تحمل کنند و ممکن است با یک احساس مشترک واکنش نشان دهند – خشم. این خشم خودشیفته واقعی است. یک خودشیفته ممکن است مانند یک قربانی احساس کند و با خشم پاسخ دهد. چیز دیگر این است که حتی زمانی که یک خودشیفته نقش قربانی را بازی نمی‌کند، ممکن است آن را مانند یکی بازی کند تا کنترل را پس بگیرد.

۵. عدم همدلی

را عدم همدلی همچنین می تواند عاملی باشد که می تواند باعث شود افراد خودشیفته از «کارت قربانی» استفاده کنند. برخی ممکن است از “بازی کردن قربانی” به عنوان یک تاکتیک دستکاری استفاده کنند. اگر به خاطر رفتارهای یکی از عزیزان خودشیفته تان صدمه دیده اید، ممکن است آن را اینطور نبینند یا با شما همدردی نکنند. برای آنها، شما بی جهت شکایت می کنید.

چگونه از خود در برابر سندرم قربانی خودشیفتگی محافظت کنیم؟

NPD می تواند یک اختلال پیچیده باشد و زمانی که فرد مورد علاقه شما دائماً نقش قربانی را بازی می کند، می تواند بر شما و سلامت شما تأثیر وحشتناکی بگذارد. گفتن اینکه آنها فقط نقش قربانی را بازی می کنند ممکن است کارساز نباشد، بنابراین در اینجا چند نکته وجود دارد که با آنها می توانید از خود در برابر سندرم قربانی خودشیفتگی محافظت کنید.

  • حرف آنها را شخصی نگیرید. شاید آسان نباشد اما به تلاش ادامه دهید.
  • به طعمه آنها برخیزید. اگر آنها شروع به بازی کارت ترحم کردند، سعی کنید آن را نادیده بگیرید یا دور شوید.
  • از عادی سازی رفتار آنها بپرهیزید. حتی اگر چیزهای آزاردهنده ای می گویند، به آنها اهمیت نده.
  • از حدس دوم خود نیز بپرهیزید. تا جایی که امکان دارد به گفتار آنها توجه نکنید بلکه به اعمال آنها توجه کنید.
  • از درگیر شدن در بازی ترحم بپرهیزید. حتی اگر با شما بی انصافی کنند.

اینکه چرا یک خودشیفته ممکن است به بازی ترحم بپردازد می تواند به شدت به موقعیت یا نوع اختلال بستگی داشته باشد. دلایل پنهان زیادی وجود دارد که چرا افراد خودشیفته همیشه نقش قربانی را بازی می کنند، پس ابتدا آنها را درک کنید.

شاید ایفای نقش قربانی تصمیمی آگاهانه نباشد. با این حال، اگر در حال مبارزه هستید، در تماس با یک درمانگر حرفه ای برای کمک و پشتیبانی بیشتر تردید نکنید.

امیدوارم این وبلاگ به شما کمک کرده باشد. برای اطلاعات بیشتر می توانید با ما در آدرس زیر بنویسید [email protected] یا در شبکه های اجتماعی به ما پیام دهید. شما همچنین می توانید نظرات خود را در نظرات زیر با ما در میان بگذارید.

مراقب باش!

درباره نویسنده

سوارناکشی شارما

Swarnakshi یک نویسنده محتوا در Calm Sage است که به سبک زندگی سالم تر برای ذهن و بدن اعتقاد دارد. او که یک مبارز و نجات یافته از افسردگی است، تلاش می کند تا به آگاهی در مورد پایان دادن به انگ پیرامون مسائل مربوط به سلامت روان کمک کند. او در قلب یک فرد روحانی است، او به سرنوشت و قدرت خود اعتقاد دارد. او یک خواننده و نویسنده مشتاق است و دوست دارد اوقات فراغت خود را صرف پخت و پز و یادگیری در مورد فرهنگ های جهانی کند.