۴ آگوست هشتاد و هفتمین سالگرد تولد مادرم بود


روز پنجشنبه، صبح زود، من و برادرم به هم پیام می دهیم، “تولدت مبارک جری”، انگار مادرم هنوز زنده است. پنجشنبه ۴ آگوست هشتاد و هفتمین سالگرد تولد مادرم بود. تصور کردن او به این سن دشوار است زیرا عمر طولانی در خانواده او وجود نداشت. من دوست دارم فکر کنم ذهن درخشان او مثل همیشه تیز باقی می ماند، حتی اگر بدنش شروع به تسلیم شدن می کرد. و رفتار محبت آمیز و مراقبت او به عنوان مادر ما اصلاً تغییر نمی کرد، حتی با تغییر جزر و مد و برادرم و من از او مراقبت می کردیم.

مادرم بالاست طوفانی بود که دوران کودکی ما بود. او که با پدری الکلی بزرگ شد، حائل بین پدر و ما فرزندان، محافظ و سپر ما بود. من اغلب تعجب می کنم که چند بار این فکر به ذهن او خطور کرد که “چه چیزی برای ازدواج با این مرد به من دست داد؟” او یک بار به من گفت که با هوش، ظاهر خوب و دانش هنری و فرهنگی پدرمان جذب او شده است. نشانه هایی وجود داشت که او قبل از ازدواج آنها به شدت مشروب می خورد، اما او ترجیح داد آنها را نادیده بگیرد.

© بورلی اسکلاور

مادر نویسنده

منبع: © Beverly Sklaver

قبل از اینکه من و برادرم را داشته باشد، مادرم یکی از معدود برنامه نویسان زن کامپیوتر بود. او برای شرکت رمینگتون رند کار می کرد و در UNIVAC (کامپیوتر اتوماتیک جهانی) کار می کرد. کامپیوتر اولین عشق او بود و وقتی من به دنیا آمدم برنامه نویسی را کنار گذاشت. برادرم ۱۸ ماه بعد پیگیر شد.

وقتی ۱۳ ساله بودم، پدرم به دلیل اعتیاد به الکل شغل خود را به عنوان یک تحلیلگر مالی از دست داد و مادرم یک مغازه سوزن دوزی و بافتنی در محله ما باز کرد. او فروشگاه را تا سال آخر دانشگاه باز نگه داشت تا اینکه والدینم در نهایت طلاق گرفتند. او سپس به مدرسه بازگشت تا مهارت های کامپیوتری خود را به روز کند. او به یک شرکت کوچک در لانگ آیلند پیوست که گروه‌های متمرکز را انجام می‌داد. در بررسی عملکرد شش ماهه‌اش، زمانی که او تمام «عالی‌ها» را کسب نکرد، کار را ترک کرد (اکنون می‌دانید کمال‌گرایی من از کجا می‌آید) و شرکت توسعه نرم‌افزار سفارشی خود را افتتاح کرد که تا زمان مرگش بر اثر سرطان پانکراس در سال ۲۰۰۲ اداره می‌کرد. شرکت بسیار موفق بود.

زمانی که من در بدترین حالت، با BPD، افسردگی و بی اشتهایی شدید بودم، مادرم هرگز من را رها نکرد. او آنجا با من در سنگر بود و برای من می جنگید و از من دفاع می کرد. وقتی روانپزشک بخش طولانی مدت BPD می خواست مرا به یک بیمارستان دولتی مرخص کند، زیرا بیمه ام تمام شده بود و تیم درمانی من احساس می کردند که من هنوز بعد از ۱۰ ماه خطری برای خودم هستم، او وارد عمل شد و اعلام کرد که هیچ فرزندی از من نیست. رفتن به یک بیمارستان دولتی مصالحه حاصل شد و من به یک اقامتگاه تحت نظارت ۲۴ ساعته و یک برنامه روزانه BPD مرخص شدم.

پس از مرگ او یکی از دوستانش به من گفت که هرگز از ترس من دست از خودکشی نمی زند و موفق می شوم. وقتی داشت به امورش سر و سامان می‌داد، زمین کنار زمینش را برای من خرید. من هرگز نفهمیدم که آیا او فکر می کرد به این دلیل است که معتقد بود من در نهایت موفق به خودکشی خواهم شد یا به این دلیل بود که هرگز ازدواج نمی کنم. به هر حال، خوشحالم که او زنده نبود تا شاهد آخرین اقدام خودکشی من در سال ۲۰۱۴، ۱۱ ماه پس از مرگ پدرم باشد. نمی‌دانم چه تأثیری از نظر عاطفی روی او می‌گذارد.

برادرم در اواخر دهه ۱۹۹۰ کار خود را در وال استریت رها کرد تا با مادرم در شرکت او کار کند و پس از فوت او این کار را به عهده گرفت و امروز نیز به اداره آن ادامه می دهد.

می‌دانم که مادرم مراقب من است و مرا راهنمایی می‌کند، به‌ویژه زمانی که من وارد حوزه کارآفرینی می‌شوم. یکی از بزرگترین پشیمانی من این است که هرگز با او به عنوان یک بزرگسال سالم از نظر عاطفی رابطه نداشتم و او هرگز نتوانست من را در حال پیشرفت روزانه ببیند. وقتی او درگذشت، من هنوز با روانپزشک سابقم، دکتر لو، در TFP (روان درمانی متمرکز بر انتقال)، کار را شروع نکرده بودم، درمانی که زندگی من را نجات داد و به من زندگی ارزشمندی داد.

من و برادرم دلتنگ حضور او در زندگیمان برای حمایت، برای راهنمایی، برای آن احساس عشق بی قید و شرط است. برای در آغوش گرفتن او شریک خرید من، دوست مانیکور من بود. می دانم که احساس می کنیم فریب خورده ایم چون او را در سن ۶۷ سالگی از ما گرفتند. من ۴۱ ساله بودم و برادرم ۳۹ ساله بود.

© عکس ران لاخ |  پیکسل ها

منبع: © عکس ران لاخ | پیکسل ها

جری، ما تو را دوست داریم و همیشه دلتنگت خواهیم بود. تولدت مبارک.

با تشکر برای خواندن. آندریا

© آندریا روزنهافت

منبع: © Andrea Rosenhaft

اگر شما یا کسی که دوستش دارید به خودکشی فکر می‌کنید، فوراً به دنبال کمک باشید. برای کمک ۲۴ ساعته، ۹۸۸ را برای خط ملی پیشگیری از خودکشی شماره گیری کنید، یا با ارسال پیامک به TALK به ۷۴۱۷۴۱ با خط متن بحران تماس بگیرید. برای یافتن یک درمانگر در نزدیکی خود، از فهرست راهنمای درمان روانشناسی امروز دیدن کنید.